(43)بسم رب النور..وحسین (ع) آرام جان ماست:شراب باتو حلالست و آب بی تو حرام
سفرنامة كربلاي ۱۱
دلم به عشق گرفتار و جان به مهر گرو درآمد از درم آن دلفريب ِ جانْ آرام
سلامً علي نورالنور(آرام جانمان حسينست به نمايندگي از تمام حضرات معصومين عليهم السلام)
به هيچ شهر نباشد چنين شكر كه تويي
كه طوطيان ِ چو سعدي درآوري به كلام
سرم هنوز چنان مست بوي آن نفس است
كه بوي عنبروگل ره نميبرد به مشام
وقتي دل به حضرات عليهم الصلوه والسلام سپردي چون مشتاق تو بوده شروع مي كنندبه حل و
فصل امورت«او» را بخواه و مشكلاتت را با او در ميان بگذار خواهي ديد كه شياطين جن و
انس كه تا كنون راحت به خلوتت وارد مي شد ند ، ممنوع الورود ميشن چونكه حق وارد ميشه
باطل مجبور به خروج ميشود!!! پس تا حالامريض بوديم كه راهشاه بدلمان نميداديم؟
در آبگينه اش آبي كه گرقياس كني
درآبگینه اش آبی که گر قیاس کنی
درآبگینه اش آبی که گر قیاس کنی
نداني آب كدامست و آبگينه كدام؟
ندانی آب کدامست و آبگینه کدام؟!
ندانی آب کدامست و آبگینه کدام؟!؟
چو بلبل سحري برگرفت نوبت بام
زتوبه خانة تنها يي آمدم بر بام !
آيا تا حالا كسي را ديديم كه به ضررخودش اقدام كند و عمداً به اين كار ادامه هم بدهد!؟
وقتي ميبينيم به اون نازنينها وصل ميشيم خودمونم راحتيم پس چه كاريه كه اينجوري كاسه
و كوزة خلقتو بر سر ِخودمون خراب مي كنيم و ازونچه واسة ما بر بهتر شدن امور مون
مهيا شده (از جمله فطرتمون) فراركرديم و خداي نكرده داريم ادامه هم ميديم هر چي دير تر
بشه آشتي كردن با خودمون سخت تر ميشه قلبمونم قسي تر و سفت تر ميشه و برگشتنشم
كار ِحضرت ِفيله !؟![]()
وقتي اذن گرفتيم از حضرت ابوالفضل(ع) كه تشگي روحي خود را با ايثاردر راه اهل بيتي
كه« خاندان نور» ند تا از تاريكي جهل و تشنگي بيرونآورده نجاتمان دهند حالا اونام مبينن كه
خودتواهل نجات مي خواي در آغوشت مي گيرن بسم ا..به آغوش خودِ الهيمون خوش اومديم
:
من آن نيم كه حلال از حرام نشناسم
شراب باتو حلالست و آب بي تو حرام
شراب باتو حلالست و آب بی توحرام
..شراب باتو حلالست و آب بی تو حرام
بيار ساقي درياي مشرق و مغرب
كه دير مست شودهر كه مي خورد به دوام

