40) شاهد بازاری :!؟
سفرنامة كربلاي ۸
حكم ازلي :
تافكندم بارِخلق ازدوش افتادم ز پاي
كشتي ما درگرانباري سبكرفتاربود
تافكندم بارِخلق ازدوش افتادم ز پاي
كشتي ما درگرانباري سبكرفتاربود
تــا نيفتادم نديدم كعبــــــة مقصود را
در ميان ما همين استادگي ديوار بود
سرو در قيد رعونت ماند از آزادگي
عجب مارا گوشمال بندگي در كار بود
تعجب نكنيد كه سفرنامه و اين حرفا؟! شايد بايد اين مطلبواولا مي آورديم چون شالودة كربلا
همون نكتة اوله كه توبيت اول اومده!!... وقتي همه ،هركسي فكر خودش باشه ساية بي فكري و
بي تفاوتي مث طاعون همه جارو مي گيره كه ساواكيا همون كارو ميخواستن بكنن ؟!!
چقد قشنگ ميگه حلال باشه شيري كه خورده گويندش:« تا وقتي بار مردمو تو كشتي حياتمون
مي كشيديم روی درياي پر تلاطم اون باوقار تر و مطمئن تر حركت مي كرديم»......
كه همون درس....« مادرشون (سلام ال...عليها)س كه بارها به بچه هاشون مي گفتن:
اول همسايه بعد خودمونو بايد در نظر داشته باشيم مرحلة بعدي خوديابي تو اين ابيات اينه كه
وقتي حجت مقبول واقع ميشه كه از لقمة خودت هرچه حلالم باشه.... زكاتشوکه داده باشي
يعني وقتي سير ميشي و لقمت به دلت ....مي چسبه كه پلودستيتم سيرش كني ؟؟؟!!
حضرتش(ع) بهمين خاطر حجشونو نيمه گذاشتنو به سمت.....كربلا رفتن كه اين حكم ازلي
را كه پايه اصلي خود سازي و متعالي و عالي شدنه كه مولامون عملا بهمون ياددادن .....
بايد تا حالا ديگه بعد از سروش انقلاب اسلامی به طورهمه سویه اين مطلب به گوشمون
خورده باشه كه :
پردة گوش ِ اجابت ، شبنم از سيماب داشت
بلبلِ ِ بي طالع ِ ما تا درين گلزار بود
شب كه بي روي تو در پيمانه مي مي ريختم
خندة مينا بگوشم ، نالة بيمار بود
گفتم ارگردون گشايد كارمن شد بسته تر
آنكه روشنگر تصور كردمش زنگار بود
تا نيفتادم نديدم كعبة مقصود را در ميان ما همين استادگي ديوار بود
سرو در قيد رعونت ماند از آزادگي عجب مارا گوشمال بندگي در كار بود
شب كه بي روي تو در پيمانه مي مي ريختم
خندة مينا بگوشم ، نالة بيمار بود
گفتم ارگردون گشايد كارمن شد بسته تر
آنكه روشنگر تصور كردمش زنگار بود

