206)قدر شناسی
ستارهء صبح ۲۰۶
صبح شکوفه چون کف سیل بهار رفت خوش موسمی ز کیسهء لیل و نهاررفت
خون می چکد ز غنچهءمنقار بلبلان زین نقد تازه کز گره روزگار ، رفت
آمد به موج لاله وگل بحر نوبهار مانند کف شکوفه سبک بر کنار رفت
نقدی که از شکوفه چمن جمع کرده بود یکسر به هرزه خرجی باد بهار رفت
دوران اعتدال نسیم چمن گذشت از سینه جهان نفس بی غبار رفت
خط بنفشه روی به پژمردگی گذاشت ریحان وگل به سرعت دود وشرار رفت
قسمت چو نیست فایده برگ عیش چیست نرگس پیاله داشت و بی اختیار رفت
خوشوقت رهرویی که درین باغ چون نسیم بی اختیار آمد و بی اختیار رفت
صائب مپرس حال دل عندلیب را جایی که لاله با جگر داغدار رفت
(482-182)

